مراسم فراموش شده ی نوروز


۱- تزیین اماکن عمومی
از اوایل اسفند ماه دکان داران محل کسب خود را می آراستند و حال و هوایی نوروزی به آن می بخشیدند. آجیل فروش ها با سینی های بزرگ و کوچک از آجیل، جلوی دکان را زینت می دادند، میوه فروش ها، پیازِ نرگس و سنبل را در گلدان های شیشه ای سبز می کردند و همه جلوه ای خاص به کسب و کارشان می دادند.

مفصل ترین تزیینات مربوط به قنادی ها بود چرا که از مردم بیشتری پذیرایی می کردند. آنها طاقی را جلوی در دکان شان درست می کردند و با کله قند، نارنج و شیشه های آبلیمو و گلاب رشته هایی را می ساختند تا به طاق آویزان کنند. سپر و شمشیر ساخته شده از نبات نیز جزو جدانشدنی این تزیینات بود. مخروط های گچی جلوی قنادی ها با لامپ هایی که به هنگام شب روشن می شدند نیز جلوه ای خاص به شهر می دادند. قنادان، پرده های نقاشی شده مربوط به جنگ رستم و اسفندیار یا رستم و دیو سپید را بر سردر مغازه شان می آویختند و بر بالای آنها نیز چراغ هایی را روشن می کردند.

حمام های عمومی نیز زینت داده می شدند و قسمت رختکن به زیبایی آراسته می شد تا شکلی نوروزی به خود بگیرد.

۲- به راه افتادن دسته آتش افروز
در هفته آخر سال، دسته هایی در شهرها و روستاها به راه می افتادند که به آتش افروز شهرت داشتند. هر یک از این دسته ها ۴ یا ۵ نفر را درخود داشت که صورت و گردن خود را سیاه کرده بودند. آنها مقداری خمیر را به سر می گرفتند، روی آن پنبه یا کهنه آغشته به نفت می گذاشتند و آتش می زدند. هر یک از آنها مشعلی نیز به دست داشتند و با ضرب تنبک و تصنیف خوانی عده ای از مردم حرکت می کردند. آتش افروزها در مسیرشان به مغازه های مختلف می رفتند و از هر کدام پول درخواست می کردند. شعر آنها این بود:

آتش افروز حقیرم سالی یک روز فقیرم

۳- به راه افتادن دسته غول بیابانی
دسته غول بیابانی، دسته ای بود که یک مرد بلند قد داشت. این مرد بلند قد، لباس تنگ چسبانی از پوست گوسفند سیاه بر تن می کرد و در خیابان ها به راه می افتاد. عده ای تنبک زن هم دور او را می گرفتند و می خواندند:

من غول بیابانم سرگشته و حیرانم

دکان داران نیز موظف بودند به دسته آنها پولی پرداخت کند.

۴- روشن شدن چراغ های شب عید
در گذشته اعتقاد بر این بود که در شب سال نو خانه باید غرق در نور باشد. به همین دلیل اجاق یا منقل و چراغ ها را روشن می کردند و تا صبح روز دوم عید آنها را روشن نگه می داشتند. شیوه سوختن این چراغ ها، تفسیر خاصی داشت؛ روشن و سالم ماندن چراغ ها سالی پربرکت با دلخوشی و تندرستی را نوید می داد و اگر لوله چراغ ها دوده می زد یا شمع درون آنها به یک طرف می افتاد، تاریکی و کدورت به وجود می آمد. خاموش شدن چراغ نیز نشانه از دست رفتن مال و امید بود و در بدترین حالت شکستن یا واژگون شدن چراغ، درگذشت کسی از نزدیکان یا زیر و رو شدن زندگی اهل خانه را در پی داشت.

برخی آداب و رسوم جالب پیش از نوروز در شهرهای ایران

مردم سراسر ایران به گونه ای خاص به استقبال نوروز می روند؛ اما در این مطلب به گوشه ای از آنها اشاره می کنیم:

* در ترکمن صحرا، رسم بر این است که پس از خانه تکانی با نخ سفید و سیاه، اسپند، نظر چشم، منجوق، نمک و نوعی چوب به نام داغدان وسیله ای می سازند و آن را به نشانه برکت از بالای در خانه آویزان می کنند.

* در ورامین از حدود بیست روز پیش از عید، مراسم سمنو پزان برگزار می شود و زنان در طی پخت آن از حضرت زهرا حاجت می خواهند. آنها در روز پخت سمنو آش نیز خیرات می کنند و همچنین معتقدند که مردها و افراد ناپاک نباید به گندم خیس خورده سمنو نگاه کنند.

* در کردستان مردم با رسم کوسه گردی به استقبال نوروز می روند. در این مراسم فردی در آخرین روزهای پیش از عید با لباسی مانند کوسه در میان مردم می گردد تا باعث سرگرمی و تفریح و خنده آنها شود؛ اما همین طنز از عمیق ترین واقعیات تلخ جامعه سخن می گوید و دردها و رنج ها و آرزوهای تحقق نیافته یک قوم را بازگو می کند.

* در همدان سبزه انداختن با وسواس زیادی انجام می شود. آنها در گذشته معتقد بودند که دانه سبزه هفت سین، باید از فرد مومنی خریداری شود تا رشد بهتر سبزه و محصول بیشتر در سال آینده را به ارمغان آورد. در این میان اگر فروشنده ای مغازه ای به سوی قبله داشت فروش بیشتری را تجربه می کرد.

* همدانی ها، پیش از عید نوروز غذایی به نام قوت خدر نبی یا غذای خضر نبی می خورند که از ترکیب نان خشک، گردو، پنیر و شیر تهیه می شود. در گذشته باور بر این بود که با خوردن این غذا، حضرت خضر بر فرد نظر می کند.

* در ماسال، در صبح روز چهارشنبه پیش از نوروز، سه تا هفت مرتبه از روی رودخانه می پرند و طلب سلامتی خود و خانواده شان می کنند.

* در شفت، مردم با مراسم زیبای عروس گوله به استقبال نوروز می روند. عروس گوله یا گل عروس، نمایشی است که در آن غول، پیربابو و نازخانم نقش اصلی را برعهده دارند. غول نشانه ای از سیاهی و زمستان و پیربابو، نماد باغبانی و زیبایی بهار است . موضوع این نمایش دعوای غول و پیربابو بر سر نازخانم است که در نهایت به کشتی بین این دو می‌انجامد. زمان برگزاری نمایش از حدود نیمه دوم اسفند ماه آغاز می شود و برگزارکنندگان آن هدایایی مثل برنج، تخم مرغ، شیرینی و گاهی هم پول دریافت می کنند.

* در قوچان، هفده روز پیش از آمدن بهار، به دشت و صحرا می روند و سنگی را در محلی قرار می دهند. آنها یک یا دو هفته پس از عید دوباره به سراغ سنگ می آیند و اگر در زیر آن گیاه یا حشره ای ببینند آن را به نشان سال پر خیر و برکت می پندارند.

* همچنین در فرهنگ قوچانی ها دو روز مانده به شب اول فروردین، به روز عرفه یا روز اموات مشهور است. آنها در این روز به یاد درگذشتگان شیر برنج تهیه می کنند و خیرات می دهند.

* در برخی از شهرهای آذربایجان، در روز خاصی سبزه کاشته می شود. آنها سومین چهارشنبه اسفندماه به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزه‌های نوروزی اختصاص می دهند.

سخن آخر

نوروز مراسمی دیرینه و کهن است که باید برای استقبال از آن به بهترین شکل آماده باشیم تا این کهن جشن به بهترین شکل برگزار شود.

شما چگونه به استقبال نوروز می روید؟

آیا کارهای تان را انجام داده و برای شروع سال نو آماده شده اید؟

از حال و هوای شهرتان و مراسم خاص تان برای مان بگویید.

Rating: 3.0/5. From 1 vote.
Please wait...
در صورت رضایت ما از طریق لینک های زیر به دوستان خود معرفی کنید

نظرات

دیدگاه خود را به ما بگویید.

نام:
ایمیل:
وب سایت:
پیام:
اشتراک گذاری